کارآفرین کیست و چگونه یک کارآفرین شویم؟
کارآفرین کیست و چگونه یک کارآفرین موفق شویم؟ در این مقاله، با تعریف کارآفرینی، ویژگیهای یک کارآفرین، مراحل تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق و روشهای تأمین مالی کسبوکارهای نوپا آشنا خواهید شد. اگر به راهاندازی کسبوکار خود فکر میکنید، این راهنما را از دست ندهید!
فهرست مقاله
کارآفرین کیست؟
به عبارتی ساده، کارآفرین فردی است که کسبوکاری جدید راهاندازی میکند، بخش عمدهای از ریسکها را میپذیرد و از مزایای آن بهرهمند میشود. فرآیند ایجاد و توسعه کسبوکار به عنوان کارآفرینی شناخته میشود.
ارآفرینان نقش کلیدی در هر اقتصاد ایفا میکنند و با بهرهگیری از مهارتها و خلاقیت خود، نیازهای بازار را پیشبینی کرده و ایدههای نوآورانه ارائه میدهند. کارآفرینی که در پذیرش ریسکهای راهاندازی یک استارتآپ موفق عمل کند، با سود و فرصتهای رشد پاداش میگیرد.
نکات کلیدی
- فردی که ریسک راهاندازی یک کسبوکار جدید را بر عهده میگیرد، کارآفرین نامیده میشود.
- یک کارآفرین برای تحقق ایده خود، شرکتی را تأسیس میکند که به آن کارآفرینی گفته میشود. کارآفرینی سرمایه و نیروی کار را برای تولید کالا یا خدمات به منظور کسب سود گرد هم میآورد.
- کارآفرینی با ریسک بالایی همراه است، اما در عین حال میتواند بسیار پاداشدهنده باشد، زیرا به ایجاد ثروت اقتصادی، رشد و نوآوری کمک میکند.
- تأمین مالی برای کارآفرینان امری کلیدی است: منابع تأمین مالی شامل وامهای اداره کسبوکارهای کوچک و سرمایهگذاری جمعی (crowdfunding) میشود.
- نحوه ثبت شرکت و پرداخت مالیات توسط کارآفرینان به ساختار کسبوکار آنها بستگی دارد.
اهمیت کارآفرینی
کارآفرینی یکی از منابع کلیدی است که اقتصاددانان آن را به عنوان بخش جداییناپذیر تولید طبقهبندی میکنند. سه عامل دیگر شامل زمین (منابع طبیعی)، نیروی کار و سرمایه هستند. یک کارآفرین این سه عامل را برای تولید کالا یا ارائه خدمات ترکیب میکند. او معمولاً یک طرح تجاری تدوین میکند، نیروی کار استخدام میکند، منابع و تأمین مالی را به دست میآورد و رهبری و مدیریت کسبوکار را بر عهده میگیرد.

اقتصاددانان هرگز تعریف ثابتی از «کارآفرین» یا «کارآفرینی» نداشتهاند. واژه «کارآفرین» از فعل فرانسوی entreprendre به معنای «تعهد کردن» گرفته شده است. با اینکه مفهوم کارآفرینی قرنها شناخته شده بود، اقتصاددانان کلاسیک و نئوکلاسیک آن را در مدلهای رسمی خود نادیده گرفتند. آنها فرض میکردند که اطلاعات کامل در اختیار عاملان اقتصادی منطقی قرار دارد و در نتیجه، جایی برای ریسکپذیری یا کشف باقی نمیماند. تنها از اواسط قرن بیستم بود که اقتصاددانان تلاش جدی برای گنجاندن کارآفرینی در مدلهای خود آغاز کردند.
سه متفکر کلیدی که نقش کارآفرینان را شناسایی و تحلیل کردهاند، جوزف شومپیتر، فرانک نایت و اسرائیل کرزنر هستند. شومپیتر بیان کرد که کارآفرینان – نه فقط شرکتها – در راستای کسب سود، مسئول خلق نوآوریها و تغییرات اقتصادی هستند. نایت بر نقش کارآفرینان به عنوان پذیرندگان ریسک و عدم قطعیت (uncertainty) تأکید داشت و معتقد بود که آنها مسئول تخصیص ریسک در بازارهای مالی هستند. کرزنر نیز کارآفرینی را فرآیندی دانست که به کشف فرصتهای جدید منجر میشود.
امروزه، کارآفرینان معمولاً با موانع متعددی در مسیر راهاندازی کسبوکار خود روبهرو هستند. سه چالش عمدهای که بسیاری از آنها بهعنوان سختترین موانع نام میبرند، شامل غلبه بر بوروکراسی، جذب نیروی کار بااستعداد و تأمین مالی است.
انواع مختلف کارآفرینان کداماند و چه ویژگیهایی دارند؟
همه کارآفرینان شبیه هم نیستند و اهداف یکسانی ندارند. در ادامه به چند نوع کارآفرین اشاره میکنیم:
۱. سازنده
سازندگان به دنبال ایجاد کسبوکارهایی مقیاسپذیر در مدتزمان کوتاه هستند. آنها معمولاً در دو تا چهار سال اول، از پنج میلیون دلار درآمد عبور میکنند و رشد خود را تا رسیدن به ۱۰۰ میلیون دلار یا بیشتر ادامه میدهند. این افراد با جذب بهترین استعدادها و سرمایهگذاران، زیرساختی قوی ایجاد میکنند. گاهی شخصیت آنها تند و سختگیر است، که برای رشد سریع مفید است اما ممکن است روابط شخصی و کاری را چالشبرانگیز کند.
۲. کارآفرین فرصتطلب
کارآفرینان فرصتطلب، افراد خوشبینی هستند که توانایی شناسایی فرصتهای مالی مناسب، ورود بهموقع به یک کسبوکار، همراهی در دوران رشد و خروج از آن در زمان اوج را دارند. این کارآفرینان بیش از هر چیز به سود و ثروتی که میتوانند کسب کنند اهمیت میدهند، بنابراین به ایدههایی جذب میشوند که جریان درآمدی پایدار یا تجدیدشونده ایجاد کند. ازآنجاکه آنها همواره در جستوجوی فرصتهای جدید هستند، ممکن است رفتارهای تکانشی نیز داشته باشند.
۳. نوآور
نوآوران افرادی نادر هستند که به ایدهها یا محصولاتی فوقالعاده دست پیدا میکنند که قبلاً کسی به آنها فکر نکرده است. نمونههایی از این کارآفرینان، توماس ادیسون، استیو جابز و مارک زاکربرگ هستند. آنها بهجای تمرکز صرف بر سودآوری، به تأثیر محصولات و خدماتشان بر جامعه اهمیت میدهند.
ازآنجاکه نوآوران بیشتر به خلق ایدهها علاقه دارند، معمولاً در مدیریت روزمرهی کسبوکار چندان مهارت ندارند و اغلب این وظایف را به افراد باصلاحیتتر واگذار میکنند.
۴. متخصص
متخصصان افراد تحلیلگر و ریسکگریزی هستند که از طریق تحصیلات یا کارآموزی، مهارتهای قوی در یک حوزهی خاص به دست آوردهاند. این کارآفرینان معمولاً کسبوکار خود را از طریق شبکهسازی و معرفی دیگران گسترش میدهند، که همین امر باعث میشود رشد آنها نسبت به کارآفرینان سازنده کندتر باشد.
۴ نوع کارآفرینی
همانطور که کارآفرینان انواع مختلفی دارند، کسبوکارهایی که ایجاد میکنند نیز متنوع هستند. در ادامه، انواع اصلی کارآفرینی را بررسی میکنیم:
کارآفرینی کسبوکار کوچک (Small Business Entrepreneurship)
این نوع کارآفرینی به راهاندازی کسبوکارهایی اشاره دارد که هدف آنها تبدیلشدن به شرکتهای بزرگ یا ایجاد چندین شعبه نیست. نمونههایی از آن شامل رستورانهای محلی، فروشگاههای مواد غذایی، یا خردهفروشیهای مستقل است.
کارآفرینان این حوزه معمولاً از سرمایه شخصی خود استفاده میکنند و تنها در صورت لزوم وام میگیرند. موفقیت آنها به سودآوری کسبوکار و ایجاد درآمد پایدار بستگی دارد.
استارتآپ مقیاسپذیر (Scalable Startup Entrepreneurship)
این نوع کارآفرینی با یک ایدهی نوآورانه و پتانسیل رشد بالا آغاز میشود—مانند بسیاری از شرکتهای فعال در سیلیکون ولی. هدف این است که با یک محصول یا خدمت جدید وارد بازار شوند و بهصورت مداوم رشد کنند.
استارتآپهای مقیاسپذیر معمولاً برای توسعه ایدهی خود و گسترش به بازارهای مختلف، به سرمایهگذاران و حجم بالایی از سرمایه نیاز دارند.
کارآفرینی شرکتی (Large Company Entrepreneurship)
در این نوع کارآفرینی، شرکتهای بزرگ بخشهای تجاری جدیدی ایجاد میکنند یا از طریق نوآوری، محصولات و خدمات تازهای به بازار عرضه میکنند.
این فرآیند میتواند شامل گسترش فعالیت به بازارهای جدید یا توسعه فناوریهای نوین باشد. معمولاً مدیران عامل یا کارمندان نوآور درون سازمان، این ایدهها را مطرح کرده و برای اجرا به تأیید مدیران ارشد میرسانند.
کارآفرینی اجتماعی (Social Entrepreneurship)
کارآفرینی اجتماعی بر ایجاد ارزش برای جامعه و محیط زیست تمرکز دارد. برخلاف سایر انواع کارآفرینی که به دنبال حداکثرسازی سود هستند، این نوع کسبوکارها بر حل مشکلات اجتماعی یا زیستمحیطی تمرکز دارند.
هدف این نوع کارآفرینان، بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابریها و حفاظت از محیط زیست است، نه صرفاً کسب درآمد.
مسیر کارآفرینی: هفت گام کلیدی
برخلاف مشاغل سنتی که مسیر مشخصی برای پیشرفت دارند، راه رسیدن به کارآفرینی برای بسیاری مبهم و نامعلوم است. آنچه برای یک کارآفرین نتیجهبخش است، ممکن است برای دیگری کارساز نباشد. با این حال، هفت مرحلهی کلیدی وجود دارد که بسیاری از کارآفرینان موفق آنها را دنبال کردهاند:
1. تامین ثبات مالی
اگرچه برخورداری از وضعیت مالی پایدار الزام مطلقی نیست، اما به شدت توصیه میشود. برخی از کارآفرینان بدون سرمایهی اولیهی قوی موفق شدهاند، اما شروع با بودجهی کافی و تأمین مالی پایدار بنیانی محکم ایجاد میکند. این امر زمان بیشتری برای تمرکز روی رشد کسبوکار فراهم میآورد، بدون اینکه کارآفرین نگران تأمین هزینهها یا بازپرداخت وامهای کوتاهمدت باشد.
۲. توسعهی مهارتهای متنوع
پس از اینکه فرد از نظر مالی در وضعیت باثباتی قرار گرفت، مهم است که مجموعهای متنوع از مهارتها را ایجاد کند و سپس آنها را در دنیای واقعی به کار ببندد. زیبایی گام دوم این است که همزمان با گام اول نیز قابل انجام است.
ایجاد مجموعهای از مهارتها را میتوان از طریق یادگیری و امتحان کردن کارهای جدید در محیطهای دنیای واقعی به دست آورد. به عنوان مثال، اگر یک کارآفرین مشتاق، سابقهای در زمینه مالی داشته باشد، میتواند برای یادگیری مهارتهای نرم (مهارتهای ارتباطی و بین فردی) مورد نیاز برای موفقیت، به بخش فروش در شرکت فعلی خود منتقل شود. هنگامی که مجموعهای متنوع از مهارتها ساخته شد، به کارآفرین جعبه ابزاری را میدهد که میتواند در مواجهه با اجتنابناپذیریِ موقعیتهای سخت، روی آن تکیه کند.
در مورد اینکه آیا رفتن به دانشگاه برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق ضروری است، بحث های زیادی شده است. بسیاری از کارآفرینان مشهور به خاطر ترک تحصیل در دانشگاه شهرت دارند: استیو جابز، مارک زاکربرگ و لری الیسون، تنها چند نمونه از آنها هستند.
اگرچه رفتن به دانشگاه برای ایجاد یک کسب و کار موفق ضروری نیست، اما می تواند به جوانان از طرق مختلف زیادی چیزهای زیادی در مورد دنیا بیاموزد. و این ترک تحصیل کنندگان مشهور دانشگاه، استثناء هستند نه قاعده. دانشگاه رفتن ممکن است برای همه مناسب نباشد و این انتخابی شخصی است، اما به خصوص با توجه به هزینه بالای تحصیل دانشگاهی در ایالات متحده، موضوعی است که باید به آن فکر کرد.
3. محتوا را در چندین کانال منتشر کنید
همانطور که توسعه مجموعهای متنوع از مهارتها مهم است، نیاز به دریافت طیف گستردهای از اطلاعات و منابع دانشساز نیز به همان اندازه مهم است. این محتوا میتواند به شکل پادکست، کتاب، مقاله یا سخنرانی باشد. نکته مهم این است که محتوا، صرف نظر از کانال ارائه، در موضوعات مختلفی که پوشش میدهد، متنوع باشد. کارآفرینان مشتاق همیشه باید خود را با دنیای اطرافشان آشنا کنند تا بتوانند با دیدگاهی جدید به صنایع مختلف نگاه کنند و این امر به آنها توانایی ساختن کسب و کاری حول محور یک بخش خاص را میدهد.
4. شناسایی مشکلات
با انتشار محتوا در چندین کانال، یک کارآفرین مشتاق قادر به شناسایی مشکلات مختلفی است که نیاز به راهحل دارند. یکی از ضربالمثلهای تجاری میگوید که محصول یا خدمات یک شرکت باید یک مشکل خاص را حل کند، چه برای یک کسب و کار دیگر و چه برای یک گروه مصرفکننده. با شناسایی یک مشکل، یک کارآفرین مشتاق قادر است کسب و کاری را حول محور حل آن مشکل بنا کند.
ترکیب گام سوم و چهارم (تولید محتوا و شناسایی مشکل) مهم است، زیرا با نگاه کردن به صنایع مختلف از بیرون میتوان مشکلی را برای حل کردن شناسایی کرد. این کار اغلب به کارآفرین مشتاق این توانایی را میدهد که مشکلی را ببیند که دیگران ممکن است متوجه آن نشوند.
5. حل کردن مشکلات
همانطور که گفته شد، استارتآپهای موفق راهحلی برای یک مشکل خاص در کسب و کارهای دیگر یا برای عموم مردم ارائه میدهند. این به عنوان "افزودن ارزش درون مشکل" شناخته میشود. یک کارآفرین تنها از طریق افزودن ارزش به یک مشکل یا نقطه ضعف خاص، موفق میشود.
برای مثال، فرض کنید شما متوجه میشوید که روند تعیین وقت دندانپزشکی برای بیماران پیچیده است و در نتیجه، دندانپزشکان مشتریان خود را از دست میدهند. راهحل شما میتواند ایجاد یک سیستم رزرو آنلاین برای آسانتر کردن تعیین وقت دندانپزشکی باشد.
6. شبکهسازی گسترده داشته باشید
اکثر کارآفرینان نمیتوانند به تنهایی کار کنند. دنیای تجارت بیرحم است و دریافت هرگونه کمکی به احتمال زیاد به شما کمک میکند و زمان لازم برای رسیدن به یک کسب و کار موفق را کاهش میدهد. شبکهسازی برای هر کارآفرین جدیدی حیاتی است. آشنایی با افراد مناسب که میتوانند شما را به افراد مرتبط در صنعت خود، مانند تامینکنندگان، سرمایهگذاران و حتی راهنمایان مناسب، معرفی کنند، میتواند به معنای موفقیت یا شکست باشد.
شرکت در کنفرانسها، ارسال ایمیل و برقراری تماس با افراد فعال در صنعت، صحبت با برادرزادهی دوستِ پسر عمویتان که در کسب و کاری مشابه فعالیت میکند، به شما کمک میکند تا وارد دنیای تجارت شوید و افرادی را پیدا کنید که بتوانند شما را راهنمایی کنند. هنگامی که با افراد مناسب ارتباط برقرار کردید، انجام کسب و کار آسانتر میشود.
7. یک رهبر باشید
هر کارآفرینی باید رهبری درون شرکت خود را برعهده داشته باشد. صرفا انجام وظایف روزانه منجر به موفقیت نخواهد شد. یک رهبر باید سخت کار کند، کارمندان خود را برای رسیدن به بهترین پتانسیل خود انگیزه دهد و الهامبخششان باشد، که این امر به موفقیت شرکت منجر میشود.
به برخی از برترین و موفقترین شرکتها نگاه کنید؛ همه آنها رهبران بزرگی داشتهاند. اپل با استیو جابز و مایکروسافت با بیل گیتس، تنها چند نمونه هستند. این افراد را مطالعه کنید و کتابهایشان را بخوانید تا ببینید چگونه یک رهبر عالی باشید و به رهبری تبدیل شوید که کارمندانتان با الگوبرداری از نمونهای که شما نشان میدهید، شما را دنبال کنند.
تأمین مالی کارآفرینی چگونه انجام میشود؟
با توجه به ریسک بالای راهاندازی یک کسبوکار جدید، تأمین سرمایه برای شروع کار یکی از چالشهای اصلی کارآفرینان است. بسیاری از آنها از روشهای خودگردان برای تأمین مالی استفاده میکنند. این روشها شامل تأمین سرمایه از منابع شخصی، ارائه سهام در ازای کاهش هزینههای نیروی کار، به حداقل رساندن موجودی انبار و دریافت پیش از موعد مطالبات است.
در حالی که برخی کارآفرینان با سرمایه شخصی و حداقل منابع اقدام به راهاندازی کسبوکارهای کوچک میکنند، برخی دیگر با همکاری شرکایی که دسترسی بیشتری به سرمایه و منابع دارند، پیش میروند. در چنین شرایطی، شرکتهای نوپا ممکن است از روشهای مختلفی برای تأمین مالی استفاده کنند، از جمله:
- سرمایهگذاران خطرپذیر (Venture Capitalists)
- سرمایهگذاران فرشته (Angel Investors)
- صندوقهای پوشش ریسک (Hedge Funds)
- تأمین مالی جمعی (Crowdfunding)
- وامهای بانکی و روشهای تأمین مالی سنتی
انتخاب روش مناسب تأمین مالی بستگی به نوع کسبوکار، میزان سرمایه موردنیاز و میزان پذیرش ریسک از سوی کارآفرین دارد.
7 ویژگی کارآفرینان موفق
داستانهای موفقیت کارآفرینی چه چیز مشترکی دارند؟ این داستانها اغلب در مورد افراد سختکوشی است که به دنبال علایق ذاتی خود میروند.
با تأیید این ضربالمثل که «راهی پیدا کنید تا برای کاری که به صورت رایگان انجام میدهید، حقوق بگیرید»، شور و اشتیاق را میتوان مهمترین ویژگی یک کارآفرین دانست و هر مزیتی میتواند کمککننده باشد.
در حالی که چشمانداز رئیس خود بودن و ثروتمند شدن برای رویاپردازان کارآفرین جذاب است، اما راهاندازی کسب و کار شخصی میتواند معایب زیادی هم داشته باشد. درآمد تضمینشده نیست، مزایای کارفرما کنار گذاشته میشود و زمانی که کسب و کار شما ضرر میکند، داراییهای شخصی شما نیز میتوانند تحت تأثیر قرار بگیرند؛ این دیگر خط پایانی ترازنامه یک شرکت بزرگ نیست، بلکه به داراییهای شخصی شما آسیب میزند. با این حال، پایبندی به چند اصل اساسی و اثباتشده میتواند تا حد زیادی در کاهش ریسک مؤثر باشد. در ادامه به چند ویژگی مورد نیاز برای یک کارآفرین موفق اشاره میکنیم.
1. تطبیق پذیری
در ابتدای کار، تا حد امکان برای برقراری ارتباط با مشتری و فروش محصولات یا خدمات خود به صورت شخصی اقدام کنید. تماس مستقیم با مشتری، واضحترین مسیر برای دریافت بازخورد صادقانه در مورد علایق و سلایق بازار هدف و همچنین بهبود عملکرد شماست. اگر برقراری ارتباط مستقیم با تک تک مشتریان عملی نیست، کارآفرینان باید کارمندان خود را برای دریافت بازخورد از مشتریان آموزش دهند. این کار نه تنها به مشتریان حس قدرت و نفوذ میدهد، بلکه مشتریان راضی، بیشتر احتمال دارد کسب و کار شما را به دیگران توصیه کنند.
پاسخگویی شخصی به تلفن یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی کارآفرینان خانگی نسبت به رقبای بزرگتر آنها است. در دورهای که با واکنش منفی نسبت به فناوریهای پیشرفته روبرو هستیم و مشتریان از پاسخهای خودکار و منوهای لمسی خسته شدهاند، شنیدن صدای یک انسان میتواند روشی مطمئن برای جذب مشتریان جدید و ایجاد حس قدردانی در مشتریان فعلی باشد - این نکته با توجه به اینکه درصد قابل توجهی از کسب و کارها از مشتریان دائمی حاصل میشود، اهمیت ویژهای دارد.
با این حال، به طور متناقضی، در حالی که مشتریان به دسترسی آسان به خدمات از طریق تلفن اهمیت میدهند، انتظار یک وبسایت با کیفیت بالا را نیز دارند. حتی اگر کسب و کار شما در حوزهی فناوری پیشرفته فعالیت نمیکند، کارآفرینان همچنان باید از فناوری اینترنت برای انتقال پیام خود استفاده کنند. یک کسب و کار نوپا که در گاراژ راهاندازی شده است، میتواند وبسایتی با کیفیت بالاتر از یک شرکت معتبر با ارزش ۱۰۰ میلیون دلاری داشته باشد. فقط مطمئن شوید که یک فرد واقعی پشت شمارهی تلفنی که در وبسایت درج شده است، حضور دارد.
۲. انعطافپذیری
کمتر صاحبکسبوکاری موفق میشود که از همان ابتدا فرمول کاملی برای موفقیت پیدا کند. برعکس: ایدهها باید در طول زمان تغییر شکل دهند. فرقی نمیکند که طراحی محصول را تغییر دهید یا آیتمهای غذایی منوی رستوران خود را اصلاح کنید، پیدا کردن نقطهی ایدهآل نیازمند آزمون و خطا است.
هوارد شولتز، رئیس و مدیرعامل سابق استارباکس، در ابتدا فکر میکرد پخش موسیقی اپرای ایتالیایی از بلندگوهای فروشگاه، تجربهی کافی شاپ ایتالیایی را که میخواست بازسازی کند، تقویت میکند. اما مشتریان دیدگاه متفاوتی داشتند و به نظر نمیرسید با اسپرسوی خود از آریا لذت ببرند. در نتیجه، شولتز موسیقی اپرا را کنار گذاشت و به جای آن صندلیهای راحتی را معرفی کرد.
۳. هوش مالی
در قلب هر کسب و کار نوپا و موفق، جریان نقدی ثابت قرار دارد. جریان نقدی برای خرید موجودی انبار، پرداخت اجاره، نگهداری تجهیزات و تبلیغ کسب و کار ضروری است. کلید ماندن در سود، مدیریت دقیق و منظم جریان نقدی است. از آنجایی که اکثر کسب و کارهای جدید در سال اول سود نمی کنند، با کنار گذاشتن مقداری پول برای این شرایط خاص، کارآفرینان می توانند به کاهش خطر کمبود بودجه کمک کنند. مرتبط با این موضوع، ضروری است هزینه های شخصی و تجاری را جداگانه نگه دارید و هرگز از وجوه کسب و کار برای پوشش هزینه های زندگی روزمره استفاده نکنید.
البته، پرداخت حقوق واقع بینانه به خودتان که به شما امکان تامین مخارج ضروری را بدهد، مهم است، اما نه بیشتر، به خصوص زمانی که سرمایه گذاران درگیر هستند. بدیهی است، چنین فداکاری هایی می تواند روابط با عزیزان را تحت فشار قرار دهد، عزیزانی که ممکن است نیاز به سازگاری با استانداردهای پایینتر زندگی و تحمل نگرانی در مورد به خطر انداختن داراییهای خانوادگی داشته باشند. به همین دلیل، کارآفرینان باید این مسائل را خیلی زودتر از موعد با عزیزان خود در میان بگذارند و مطمئن شوند که افراد مهم زندگی آن ها با این موضوع موافق هستند.
۴. از خودگذشتگی
اجرای کسب و کار خودتان به خصوص راهاندازی آن از صفر، بسیار دشوار است. راهاندازی کسب و کار نیازمند صرف زمان زیاد، فداکاری و اغلب تجربه شکست است. یک کارآفرین موفق باید در برابر تمام سختیهای پیش رو انعطافپذیری نشان دهد. هر زمان که با شکست یا رد شدن مواجه میشوند، باید به تلاش خود ادامه دهند. راهاندازی کسب و کار یک فرایند یادگیری است و هر فرایند یادگیری با منحنی یادگیری همراه است، که میتواند ناامیدکننده باشد، به خصوص زمانی که پول در خطر باشد. اگر میخواهید موفق شوید، مهم است که هرگز در دوران سخت تسلیم نشوید.
۵. متمرکز ماندن
مشابه انعطافپذیری، یک کارآفرین موفق باید تمرکز خود را حفظ کند و نویزها و تردیدهایی را که با راهاندازی کسب و کار همراه است، از بین ببرد. منحرف شدن، باور نداشتن به غرایز و ایدههای خود، و از دست دادن هدف نهایی، دستورالعمل شکست است. یک کارآفرین موفق باید همیشه به یاد بیاورد که چرا کسب و کار را راهاندازی کرده و برای رسیدن به آن هدف، در مسیر درست باقی بماند.
۶. هوشمندی در کسب و کار
برای هرکسی که کسب و کار خود را اداره می کند، دانستن نحوه مدیریت پول و درک صورت های مالی بسیار مهم است. دانستن درآمد، هزینه ها و چگونگی افزایش یا کاهش آنها به ترتیب، مهم است. اطمینان حاصل کنید که پول را به سرعت تمام نمی کنید، به شما امکان می دهد کسب و کار را زنده نگه دارید. اجرای یک استراتژی کسب و کار صحیح، شناختن بازار هدف، رقبای خود و نقاط قوت و ضعف، به شما امکان می دهد در دنیای دشوار اداره کسب و کار خود مانور دهید.
۷. مهارتهای ارتباطی
ارتباط موفق تقریباً در تمام جنبههای زندگی، صرف نظر از کاری که انجام میدهید، مهم است. این امر در اداره یک کسب و کار نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. از انتقال ایدهها و استراتژیهای خود به سرمایهگذاران بالقوه تا به اشتراک گذاشتن برنامه کسبوکار با کارمندان و مذاکره در مورد قراردادها با تامینکنندگان، همه نیازمند برقراری ارتباط موفق هستند.
کارآفرینی در علم اقتصاد
از دیدگاه اقتصاددانان، یک کارآفرین به عنوان یک عامل هماهنگ کننده در اقتصاد سرمایه داری عمل می کند. این هماهنگی به این صورت است که منابع به سمت فرصت های سود بالقوه جدید هدایت می شوند. کارآفرین منابع مختلف، هم ملموس و هم ناملموس را به حرکت در می آورد و باعث شکل گیری سرمایه می شود.
در بازاری پر از عدم قطعیت، این کارآفرین است که با قضاوت و پذیرش ریسک، در واقع می تواند به رفع ابهامات کمک کند. تا جایی که نظام سرمایهداری یک سیستم سود و زیان پویا است، کارآفرینان کشف کارآمد را هدایت میکنند و دائماً دانش را آشکار میسازند.
شرکتهای تثبیتشده با رقابت و چالشهای بیشتری از سوی کارآفرینان مواجه میشوند که این امر اغلب آنها را به سمت تلاشهای تحقیق و توسعه سوق میدهد. به عبارت فنی در علم اقتصاد، کارآفرین روند رسیدن به تعادل حالت پایدار را مختل میکند.
تحقیقات نشان میدهد در سال ۲۰۲۳، حدود ۳۳.۲ میلیون کسبوکار کوچک در ایالات متحده وجود داشته است.
کارآفرینی چگونه به اقتصاد کمک می کند؟
حمایت از کارآفرینی به چند روش می تواند تأثیر مثبتی بر اقتصاد و جامعه داشته باشد. اول از همه، کارآفرینان کسب و کارهای جدید ایجاد می کنند. آنها کالاها و خدمات جدید اختراع می کنند که منجر به ایجاد اشتغال می شود و اغلب یک اثر موجی ایجاد می کند که منجر به توسعه بیشتر و بیشتر می شود. به عنوان مثال، پس از شروع به کار چند شرکت فناوری اطلاعات در هند در دهه 1990، مشاغل مرتبط با این حوزه مانند مراکز تماس و ارائه دهندگان سخت افزار نیز شروع به توسعه کردند و خدمات و محصولات پشتیبانی را ارائه دادند.
کارآفرینان به درآمد ناخالص ملی اضافه می کنند. کسب و کارهای موجود ممکن است به بازارهای خود محدود شوند و در نهایت به سقف درآمد برسند. اما محصولات یا فناوریهای جدید، بازارهای جدید و ثروت جدیدی ایجاد میکنند. علاوه بر این، افزایش اشتغال و درآمد بالاتر به پایه مالیاتی یک کشور کمک میکند و امکان هزینه دولت برای پروژههای عمومی را افزایش میدهد.
کارآفرینان باعث ایجاد تغییر اجتماعی می شوند. آنها با اختراعات منحصر به فردی که وابستگی به روش ها و سیستم های موجود را کاهش می دهد و گاهی اوقات آنها را منسوخ می کند، سنت شکنی می کنند. به عنوان مثال، تلفن های هوشمند و برنامه های آنها، کار و سرگرمی را در سراسر جهان متحول کرده اند.
کارآفرینان در پروژه های اجتماعی سرمایه گذاری می کنند و به سازمان های خیریه و سایر سازمان های غیرانتفاعی کمک می کنند و از اهدافی فراتر از اهداف خودشان حمایت می کنند. به عنوان مثال، بیل گیتس از ثروت قابل توجه خود برای ابتکارات آموزشی و بهداشت عمومی استفاده کرده است.
اکوسیستمهای کارآفرینی
به طور کلی، کارآفرینی محرک اصلی نوآوری و رشد اقتصادی است. بنابراین، تقویت کارآفرینی بخش مهمی از استراتژیهای رشد اقتصادی بسیاری از دولتهای محلی و ملی در سراسر جهان است. برای دستیابی به این هدف، دولتها معمولاً به توسعه اکوسیستمهای کارآفرینی کمک میکنند که ممکن است شامل خود کارآفرینان، برنامههای حمایتی دولتی و سرمایهگذاران خطرپذیر باشد.
این اکوسیستمها همچنین میتوانند شامل سازمانهای غیردولتی مانند انجمنهای کارآفرینان، مراکز رشد کسبوکار و برنامههای آموزشی باشند. دره سیلیکون در کالیفرنیا اغلب به عنوان نمونهای از یک اکوسیستم کارآفرینی کارآمد ذکر میشود. این منطقه دارای پایگاه سرمایهگذاری خطرپذیر قوی، استخر بزرگ از افراد با تحصیلات بالا، به ویژه در زمینههای فنی، و طیف وسیعی از برنامههای دولتی و غیردولتی برای حمایت از شرکتهای نوپا و ارائه اطلاعات و پشتیبانی به کارآفرینان است.
سخن پایانی
یک کارآفرین فردی است که ایدهای یا محصولی را در نظر میگیرد و کسبوکاری راهاندازی میکند، فرایندی که به آن کارآفرینی گفته میشود. ایجاد یک کسب و کار به کار و تلاش زیادی نیاز دارد که هرکسی از عهده آن برنمیآید. کارآفرینان اغلب جوان، بسیار باانگیزه و ریسکپذیر هستند که چشماندازی دارند و برای رسیدن به آن چشمانداز، اغلب فداکاریهای زیادی میکنند.
کارآفرینان به دلیل علاقهای که به کارشان دارند، این باور که محصولشان تأثیر مثبتی خواهد داشت و امید به کسب سود از تلاشهایشان، وارد بازار میشوند. گامهایی که کارآفرینان برمیدارند، سوخت اقتصاد است؛ آنها کسبوکارهایی ایجاد میکنند که باعث اشتغال افراد میشود و محصولاتی و خدماتی را تولید میکند که مصرفکنندگان امروزه خریداری میکنند.
هشتگ ها :
# کارآفرینمقاله های پیشنهادی نویسنده
آخرین مقاله ها
آخرین مقاله ها
نظرات کاربرانComments
اولین نفر برای ثبت نظر در این مقاله باشید